پدر جایت اینجا اصلا خالی نیست.
شهری که کربلای دوم تاریخ شیعه شد و حسین آن سیدی بنام محمد علی جهان آرا که در اوج غربت و بی کسی محدود بچه های سپاه را به دور خود جمع کرد و به آنها گفت : برادران ،اکنون هیچ امیدی به کمک مقامات کشور نیست و در شهر جز مرگ و شهادت خبر دیگری نیست. هر کس می خواهد می تواند از شهر برود.و کسی جز خدا که می داند جهان آرا که بود و چه کرد و اکنون در بهشت چه منزلت رفیعی از آن اوست!سوم خرداد که می آید یاد و خاطره ی شهدای هشت سال دفاع مقدس بیش از هر زمان دیگری زنده می شود و فعالیت های فرهنگی وسیعی حول همین محور از طرف سازمان تبلیغات اسلامی و ده ها نهاد دیگر صورت می گیر د و اگر صرفا زنده ماندن یاد رشادت های شهیدان هشت سال دفاع مقدس برای درس عشق به خدا وایثار در راه خدا و اسقامت و آزادگی وشهادت دادن باشد اتفاق مبارکی است اما آنچه که امروز نظاره میکنیم گویای مطلبی جز این است .در این دوران اگر یادی می شود دیگر صرفا نمی توان یاد شهدا در دلها را زنده کرد و روحیه ی آزادی و آزادگی را در جوان ایرانی تقویت کرد بلکه با سوء استفاده ها و مصادره به مطلوب هایی که در این دوران صورت می پذیرد ترس را از آن بر می انگیزد که نکند با این روش های خدا ناپسندانه ارزش ها تبدیل به ضد ارزش ها شود.این روزها ما شاهد بی اخلاقی و کوتاهی و مصادره به مطلوب کردن وپوشانده شدن حقیقت و یا با خوش بینی تمام، گم شدن مفهوم والای شهادت هستیم.بی اخلاقی زمانی صورت می گیرد که ما دم از شهدا میزنیم دم از همت و باکری وخرازی میزنیم ولی مشخصا مفهوم و چرایی شهادت این دردانه های خمینی را نفهمیده ایم و نتنها نفهمیده ایم با کوتاهی هرچه تمام تر از آنها می گذریم و آن زمانی است که حاج احمد یزدانفر رزمنده وسپاهی مخلص و برادر دو شهید در حالی که برای نماز به مسجد می رود دستگیرش می کنیم .کوتاهی ها زمانی صورت می گیرد که همان طور که از امام حسین فقط تشنه لب را میفهمیم از همت تن بی سر را و از باکری اشغال نکردن کره خاکی توسط تنش را و از خرازی ابوالفضل خمینی بودنش را میفهمیم پس تکلیف چرایی این همه مصیبت کشیدن ها چه میشود .همسر شهید همت در مصاحبه ای میفرمایند: " نگاه شهدا به زندگی ایدئولوژیک بود ولی آنها به ایدئولوژی واقعی اعتقاد داشتند. من بزرگترین شاخصهای که در همت دیدم، ارزشی بود که برای انسانها، نفس و کرامت انسان قائل بود. من قسم میخورم همت از اینکه حتی عراقیها کشته میشدند گریه میکرد و از اینکه انسانی سقوط کند، ناراحت میشد. حال اگر نگاه همه ما ایدئولوژیک باشد و برای کرامت انسانی ارزش و احترام قائل باشیم شاهد بسیاری از رفتارها در جامعه نخواهیم بود.در قضیه حجاب من به عنوان فردی که حجاب کامل دارم همیشه به دوستان میگویم که آیا اگر اکنون حکومت پیامبر(ص) یا امیرالمومنین(ع) بود با زنان جامعه ما اینگونه برخورد میشد. من خودم بارها وقتی در خیابان عبور میکنم و میبینیم به آن شکل با دختران جوان برخورد میشود، در گوشهای میایستم و گریه میکنم.در زمان جنگ در مراسمی بودیم که یکی از خانمهای حاضر حجاب خود را به درستی و آنگونه که باید رعایت نکرده بود. همت هول کرد که من باید چه کار کنم؟ به او گفتم اسلام به تو میگوید چه کار کن؟ از من خجالت کشید گفت راست میگویی".از مصادره به مطلوب کردن ها هم همین را به خاطر آوریم که به خاطر این امر چگونه حرمت همسر شهیدی را صرفا به خاطر اعلام حمایت از یکی از نامزدهای انتخاباتی شکستیم و بی حرمتی کردیم.اینگونه می شود که نه تنها شهید بلکه شهادت مظلوم واقع می شود .آنقدر مظلوم واقع میشود که در هنگام تشییع پیکر شهدا در دانشگاه شریف و در پی اعتراض برخی دانشجویان(که این هم جای بسی تامل دارد که در حقیقت اعتراض به چه میکردند و تا کجا بی اخلاقی ها صورت گرفت که ارزش و مفهوم والای شهادت هزینه ندانم کاری هایمان شد و ارزش ها به ضد ارزش ها تبدیل شدند )تابوت های شهیدان بیشتر از هر زمان گمنام و مظلوم به زمین انداخته می شود تا برخی از تشییع کنندگان به زد و خورد مشغول شوند .اینجاست که شهادت دفن می شود نه شهیدو مزار شهیدان مظلوم تر از هر زمان در کنار مسجد دانشگاه محل تجمع خوشنت طلبان می شود. "معتقدم اگر شهدا را در یک بعد خلاصه کنیم و انگیزه آنها برای جنگیدن را تک بعدی ببینیم، ظلم به شهداست."از این گفته همسر شهید همت خوب می فهمیم که چگونه می شود که آسیه باکری پاره تن شهید حمید باکری به اینجا می رسد که می گوید:" پدر جایت اینجا اصلا خالی نیست".
+ نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم خرداد 1389ساعت   توسط محی الدین
|
۱۱بهمن 1375 ،روزنامه سلام:
حجت الاسلام والمسلمین خاتمی،رسما نامزدی خود را برای شرکت در انتخابات ریاست جمهوری اعلام کرد.دکتر محمد خاتمی عصر دیروز رسما نامزدی خود را برای شرکت در هفتمین دوره ی انتخابات ریاست جمهوری اعلام کرد.
4 خرداد 1376،روزنامه اخبار:
اعتماد ملت ایران به رئیس جمهوری جدید سید محمد خاتمی بیست میلیون رأی.
اکنون دیگر ما سیزده سال است که از دوم خرداد پر از حادثه فاصله داریم ولی دیگر به خرداد پر از حادثه عادت نداریم. آری ما به خرداد پر از حادثه عادت داشتیم.ما به تمامی خرداد های پر از حادثه عادت داشتیم .ما به پانزدهم خرداد ها عادت داشتیم چرا که استقامت نیک مردمانمان را در حافظه ی تاریخ انسانیت ماندگار کرد. ما به سی ام خرداد ها عادت داشتیم چرا که معلم شهیدمان را درحافظه تاریخ انسانیت ماندگار کرد .ما به سی و یکم خرداد ها عادت داشتیم چرا که اسوه مجاهد راه خدا شهید چمران را در حافظه تاریخ انسانیت ماندگار کرد.ما به سوم خرداد ها عادت داشتیم چرا که یگانه شهر رشادت ها و جوانمردی ها را خدا آزاد کرد و یگانه آزاده شهید محمد علی جهان آرا را در حافظه ی تاریخ انسانیت ماندگار کرد.ما به نیمه ی خرداد ها عادت داشتیم چرا که پیر جماران ما انتظار فرج از نیمه ی خرداد کشید و امام (ره) را در حافظه ی تاریخ انسانیت ماندگار کرد.و اما ما به دوم خرداد ها از همه بیشترعادت داشتیم چرا که یگانه سید اصلاحات سید محمد خاتمی مرد دینمدار و آزاده را در حافظه تاریخ انسانیت ماندگار کرد چرا که به تدریج داشت مفهموم آزادی به عمل تبدیل می شد،مردم سالاری دینی به عمل تبدیل می شد،دین داری و دین مداری به عمل تبدیل می شد،توسه ورفاه اجتماعی به عمل تبدیل می شد و ....آری ما به همه ی این خرداد ها عادت داشتیم ما به این خرداد پر از حادثه عادت داشتیم چرا که مایه ی افتخار و سرافرازی غیور مردم ایران زمین بود وهست اما ما به خرداد پر از حادثه ی تلخ و مصیبت بار عادت نداشتیم ،ما به خرداد دروغ و تهمت عادت نداشتیم ،ما به خرداد خون وخون ریزی عادت نداشتیم.آری سید ،ما به خرداد تو عادت داشتیم که میراث دارخون قیام خونین پانزده خرداد ها ،راه شریعتی ها،مجاهدت های چمران ها،آزادگی جهان آرا ها وراه امام راحل (ره)بود.تو آمدی و با گنجینه ی این میراث ها برای ما رفاه آوردی ،امنیت آوردی،مردم سالاری دینی آوردی،آزادی آوردی و از همه مهمتر عدالت آوردی.ما به خرداد پر از حادثه که به تو سید ختم می شود عادت داشتیم .چه کنیم سید تو ما را عادت دادی .تو ما را به دوست داشتن عادت دادی ،به دینداری ،به حرمت داری ،به همبستگی واتحاد،به صادق بودن ،به علوی بودن،به آزاد بودن،به عادل بودن ،به منصف بودن،به مردم سالاری وبه زنده باد مخالف من.چه کنیم سید که به ما فرصت دادی تا همه ی این ها را بفهمیم و از همه مهمتر زنده باد مخالف من را.حال که این ها را فهمیده ایم بگو چه کنیم که دیگر حق فهمیدن دوباره ی آن را حتی دیگر نداریم؟هرچه سعی کردیم خود را توجیه کنیم یا بهتر بگویم مجبور کنیم تا بگوییم ما به خرداد پر از حادثه عادت داریم نتوانستیم چرا که ما فقط وفقط به خرداد پر از حادثه ی تاریخ ساز عزتمدار عادت داشتیم اما دیگر به این خرداد عادت نداریم .خردادی که ما به آن عادت داشتیم عزیز بود و دوست داشتنی اما دیگر این خرداد نه عزیز است نه دوست داشتنی.اگر چه که سید تو برای همیشه هم عزیزی و هم دوست داشتنی چرا که باز هم می گویی :نزدیک غروب آفتاب است و من صبح را دوست دارم.
+ نوشته شده در دوشنبه سوم خرداد 1389ساعت   توسط محی الدین
|
این رو برای صبح نوشتم:

چه قدر میان برداشت ما از به کار بردن واژه مظلومیت حجاب تا برداشت یک مسلمان تبعه ی آمریکا از به کار بردن مظلومیت حجاب فاصله است.آنجا چگونه حجاب مظلوم واقع می شود و اینجا چگونه حجاب مظلوم واقع می شود .حقیقتا که موقعیت مظلومانه ای که حجاب در کشور ما دارد در هیچ کجای کره ی خاکی ندارد.آنجا اگر مظلومیتی حاکم بر حجاب می شود از ظلم غیر خودی به حجاب شکل می گیرد اما اینجا مظلومیت در اوج خود صورت می پذیرد چرا که ظلمی است که خودی به حجاب می کند.که با این ظلم خودی ها بعضی از مردم بی خبر از همه جا هم می شوند نخودی ها! مسئله امروز در جامعه ما از مسئله حجاب با ظرافت خاصی عبورمی کند و به مسئله مظلومیت حجاب ختم می شود. کاش بدانیم که برای چه مفهوم نسبتا کوچکی چه مفهوم با ارزشی را هزینه می کنیم. برای صورتی از حجاب در میان انواع مختلفی از حجاب مفهوم والا و بسیار گرانبهای حجاب را فدا می کنیم.دیر زمانی است که به کرات این عمل قبیح و خدا ناپسند را به چه قیمت به قیمت بازیچه شدن و هزینه شدن مفهوم ارزشمند حجاب انجام می دهیم.نمونه ها فراوانند.در انتخابات ریاست جمهوری کاندیدای ریاست جمهوری می گوید مشکل ما این نیست که جوانان با چه پوششی وچه مدل مویی بیرون بیایند ،اصلا این موضوع چه مشکلی دارد.وقتی رای ها به پای صندوق ها ریخته می شود همه ی این حرف ها و وعده و وعید ها( صرف نظر از ارزش گذاری خوب بودن یا بد بودن این حرف ها )دفن می شوند و اوضاع از این رو به آن رو می شود.نمونه دیگر عملکرد صدا و سیما در حوزه پوشش خبری دادن راهپیمایی های روزهای مهم تاریخی و ملی ماست که به عنوان مثال می توان راهپیمایی یوم الله بیست و دو بهمن ماه هر سال را نام برد که برای مصاحبه با افراد، بیشتر مصاحبه کنندگان را خانوم ها و آقایان با پوشش غیرعرفی انتخاب می کنند و یا در نشان دادن و پوشش دادن خبری این روز بزرگ در به تصویر کشیدن حماسه مردم از تصاویر خانوم ها و آقایان به اصطلاح بد حجاب استفاده می کنند که گفته شود تمامی اقشار در این روز بزرگ در راهپیمایی یوم الله شرکت داشته اند و نمونه ای که نزدیک تر به شرایط و زمان کنونی است مطرح کردن مکرر حضور دوباره گشت ارشاد در عرصه ی جامعه است ،به بیراهه نمی رویم اگر این رویداد را با حدس و گمان نشأت گرفته از طرحی سیاسی و نه اعتقادی در نظر بگیریم که نتیجه اش سرگرم شدن به همین موضوع باشد که حقیقتا هم بحث داغ روز شده است (رابطه زلزله تهران و بد حجابی را دیگر به حرفهای روزمره ی خود تبدیل کرده ایم). خوب آنچه که حکایت از رخ دادن یک فاجعه می کند آن است که مفهوم گرانقدرو الهی حجاب را به کوچک ترین و بی ارزش ترین مفاهیم تقلیل دهیم .حجاب را وسیله کنیم برای گرفتن پست و سمت ها ،برای پوشش خبری از یک رویداد دادن ها،برای سیاسی بازی ها ،برای توجیه تلفات جانی و مالی زلزله ها و...به کدامین سو میرویم ؟تا آنجا پیش میرویم که به جای ارجاع دادن جوانان به کتاب بسیار مستدل مسئله ی حجاب شهید مطهری،جوانان را به نامه چارلی چاپلین به دخترش ارجاع می دهیم وپیامکی را با موضوع نامه چارلی چاپلین به دخترش در مورد مسئله حجاب منتشر می کنیم ویا مفهوم بسیار عمیق و زیبای حجاب مصونیت است نه محدودیت را با بیلبوردی در خیابان که روی آن دو شکلات باز و بسته که دور شکلات باز مگس جمع شده به تصویر می کشیم ،اینجاست که فردی که می خندد نه تنها به حوزه ی فرهنگی شهرداری می خندد بلکه به مفهوم حجاب نیز می خندد و این عمل یعنی مسخره شدن مفهوم والای حجاب.این چنین است که حجاب مظلوم واقع می شود .اکنون که حجاب ملعبه ی دست دیگران می شود .انگار فراموش کرده اند که حجاب حامل چه پیامی است و چه کارکرد مهمی در تعالی زندگی یک مسلمان و یا حتی یک انسان دارد.دیگر چه مفهوم دینی دیگری را می خواهیم هزینه کنیم و برای کم ارزشترین مفاهیم استفاده ابزاری کنیم وبه راحتی این مفاهیم را به باد فنا دهیم.دیروز دفن شهدا در دانشگاه ها، امروز فدا کردن مفهوم والای حجاب که البته فدا کردن یعنی هدف یا مفهوم کوچکی را برای یک مفهوم یا هدف بزرگ هزینه کردن که در اینجا این مسئله صدق نمی کند بهتر است بگوییم قربانی کردن حجاب،و فردا را نمی دانم که کدامین اندیشه و مفهوم ناب می خواهد هزینه شود ودر جریان این امور بی ارزش تلقی شود؟آنچه که ذهن همگی ما را درگیر می کند این است که تا چه مقدار این رخدادهای تاسف برانگیز به دینداری مردم این جامعه ضربه می زند.به طور حتم روند هزینه شدن ارزش ها و مفاهیم والا تاثیرات خوبی را در تقویت دین مداری مردم نمی گذارد و حوزه ی دین مداری مردم را دچار مشکل می کند.
+ نوشته شده در پنجشنبه سی ام اردیبهشت 1389ساعت   توسط محی الدین
|
سلام
امیدوارم به این یکی دیگه عادت نکنم و برام فقط یک وبلاگ باشه
اینجا مطلقا بیرون گود حرف نمی زنیم.
دوباره آغاز همین.
یا علی
+ نوشته شده در پنجشنبه سی ام اردیبهشت 1389ساعت   توسط محی الدین